ورود به سایت
آمار بازديدكنندگان
nooshin: پاییز
امیدوارم با افتادن هر برگ درخت تو فصل پاییز, یکی از غم هاتون کم شه.
جمعه ، 13 آبان 1390 ، 00:50
مهمان: درستی
سايت كوه با تغييرات ماهيتي افتتاح شد !
منتظر اتفاقات جديد در سايت كوه باشيد!!!!!
آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 9 خرداد 1388 ، 10:58
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!?
جمعه ، 15 بهمن 1389 ، 23:46
مهمان: درستی
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
جمعه ، 15 بهمن 1389 ، 23:39
مهمان: درستی
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر جمعه ، 15 بهمن 1389 ، 23:38
مهمان: درستی
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
جمعه ، 15 بهمن 1389 ، 23:36
مهمان: بچه خرگوش ناز
دکتر شريعتي : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم ازخيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم
چهارشنبه ، 3 شهریور 1389 ، 16:23
مهمان: بچه خرگوش ناز
انسان ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه می روند .با یک سبد در جلو ویک سبد در پشت .
در سبد جلو، صفات نیک خود را می گذاریم و در سبد پشتی، عیب های خود را نگه می داریم.
به همین دلیل در طول روزهای زندگی خود، چشمان خود را برصفات نیک خود می دوزیم وفشارها را درسینه مان حبس می کنیم.
در همین زمان بی رحمانه، در پشت سر همسفرمان که پیش روی ما حرکت می کند، تمامی عیوب او را می بینیم .
چهارشنبه ، 3 شهریور 1389 ، 16:17
مسيح صفاري: سلام دوباره
سلام بر همه دوستان
گاهی اوقات اینجارو یادم میره
امروز یه خبر رسید که کسی اینجا برایمان نوشته است
یادم اومد به اینجا سر بزنم و بگم دوستان یه وبلاگی هست منم گاهی اینجا مینویسم
جایی هست شمارو به اونجا دعوت میکنم
اونم به نام مسیحا هست
http://masiha1.blogspot.com
پنجشنبه ، 9 مهر 1388 ، 09:55
مهمان: M.A
هر بار كه ميروي، رسيدهاي ...پشتش سنگين بود و جادههاي دنيا طولاني ميدانست كه هميشه جز اندكي از بسيار را نخواهد رفت. آهسته آهسته ميخزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميشه دور بود.
پنجشنبه ، 9 مهر 1388 ، 08:22
مهمان: M.A
هر بار كه ميروي، رسيدهاي ...پشتش سنگين بود و جادههاي دنيا طولانيميدانست كه هميشه جز اندكي از بسيار را نخواهد رفت. آهسته آهسته ميخزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميشه دور بود.
پنجشنبه ، 9 مهر 1388 ، 08:21
M.A: قلم بنويس
قلم بنويس...تو را سوگند بر عهدی که با دستان من بستی تو را سوگند بر میثاق و پیمانی که با آن آشنا هستی حدیث درد را فریاد کن ... شوری بر آور صفحه, صفحه دفتر مشقی که اول روز تعلیمممعلم داد ... پر کن - دفتر تکلیف من خالیست
پنجشنبه ، 19 شهریور 1388 ، 10:48
kazboy: سلام مبارکه
شنبه ، 24 مرداد 1388 ، 20:14
مسيح صفاري: سلام
سلام
اميدوارم همه خوب باشيدلطفا مطالب زيباي خود را در اين بخش وارد نماييد.
با تشكر
مسيح صفاري
پنجشنبه ، 28 خرداد 1388 ، 08:04
دفتر يادگاري